مطابق ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی، طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر میدهد، طلاق بگیرد لازمه صدور حکم طلاق خلع قبول زوج است لذا صرف اظهار کراهت از ناحیه زوجه از موجبات قبول درخواست طلاق نمیتواند باشد، مگر اینکه کراهت زوجه به واسطه عسر و حرج به وجود آمده باشد به نحوی که دوام زوجیت برای زوجین ممکن نباشد که در اینصورت دادگاه طبق ماده 1130 قانون مدنی پس از احراز عسر و حرج زوجه، زوج را اجبار به طلاق میکند این نوع طلاق بائن بوده و طبق ماده 1144 قانون مدنی، در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست.
ماده 1145 قانون مدنی:
در موارد ذیل طلاق بائن است:
۱) طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.
۲) طلاق یائسه.
۳) طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.
۴) سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از این که وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.
تفاوت طلاق به جهت کراهت زوجه و طلاق به جهت عسر و حرج
چنانچه جهت تقاضای طلاق، تنها کراهت زوجه باشد شرط لازم برای پذیرش این دعوی، بذل مال از طرف زوجه و قبول بذل از طرف زوج میباشد؛ ولی چنانچه کراهت ناشی از عسر و حرج است، این امر مستلزم اثبات امر در محکمه است.
پس، صرف کراهت زوجه نسبت به زوج موجب طلاق نیست، بلکه عسر و حرج زوجه که علت آن کراهت است میتواند سبب طلاق باشد نه اینکه کراهت ناشی از اقدام زوجه باشد.
کراهت، امری است درونی و علت وجود آن، موثر در مقام نیست و آنچه در طلاق خلع، مهم است نفسِ وجودِ کراهت است.
» شرایط طلاق خلع
- کراهت زن از مرد که سبب عسر و حرج باشد
- بخشش کل یا قسمتی از حقوق مالی زوجه به زوج که اعم است از مهریه و اجرت المثل…
- رضایت شوهر و قبول مالی که توسط زوجه به زوج داده می شود.
مصادیق طلاق خلع (اماره کراهت زوجه از زوج )
در ادامه مصادیقی که میتواند موجب طلاق خلع شود را آوردهایم اما فقط این موارد موجب طلاق خلع نمیشود و فقط به عنوان نمونه آورده شده است.
1) زندگی جداگانه زوجین
زندگی جداگانه زوجین به مدت طولانی (۱۰ سال) و عدم اقدام زوج برای بازگرداندن زوجه به زندگی مشترک، اماره بر کراهت شدید دو طرف بوده و میتواند نشانگر عسر و حرج زوجه باشد.
صرف اعلام سالها جدائی و متارکه عاطفی، انزجار و کراهت زوجه از زوج وعدم تمایل وی به بازگشت به زندگی، موجبی برای درخواست طلاق از جانب زوجه نیست.
کراهت شدید زوجه از زوج به حدی که وی حاضر به بخشش کلیه حقوق مالی خود شده و چندین سال مفارقت جسمانی میان طرفین به وجود آمده باشد، موجب احراز عسر و حرج وی در زندگی مشترک میباشد.
2) گذشت زوجه از حقوق قانونی
گذشت زوجه از کلیه حقوق قانونی خود در قبال طلاق امارهای بر کراهت وی نسبت به زندگی مشترک و زوج است. و درخواست طلاق توسط زوجه قابل پذیرش است.
3) کراهت شدید زوجه از زوج
کراهت امر درونی است و اسباب لازم در باب اثبات آن شخصی است؛ بنابراین هرچند کراهت زوجه به تنهایی عنوان عسر و حرج ندارد ولی اگر دادگاه پس از رسیدگیهای لازم احراز کند که نفرت به حدی است که ادامه زوجیت را برای زوجه غیرممکن میسازد، صدور حکم طلاق بلامانع است.
و در نظر داشته باشید که صرف کراهت و تنفر زوجه نسبت به زوج، از موجبات تحقق عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک محسوب نمیشود.
صرف اعلام کراهت از مصادیق عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک نبوده و اگر دلیل و مدرک کافی دال بر تحقق شروط ضمن عقد ازدواج و اثبات عسر و حرج ارائه نشود، دعوا محکوم به بطلان است.
4) تنبیه بدنی زوجه
تعهد مکتوب زوج به عدم تنبیه زوجه، دلیلی است بر این که تنبیه بدنی زوجه از طرف ایشان مسبوق به سابقه است و این امر خود دلیلی بر سوء رفتار زوج نسبت به زوجه در ایام زندگی مشترک است.
به عنوان مثال در صورتی که زوج متعهدِ عدم تنبیه بدنی همسرش شده باشد، این تعهد ایشان مدلل میدارد که تنبیه بدنی زوجه از طرف ایشان مسبوق به سابقه بوده والا موجبی برای تعهد به عدم انجام آن نبوده است که خود دلیلی بر سوء رفتار زوج نسبت به زوجه در ایام زندگی مشترک خواهد بود.
طلاق خلع بدون رضایت شوهر
طلاق خلع بدون رضایت شوهر امکان پذیر نیست و طلاق خلع دارای شرایطی است که یکی از آنان رضایت شوهر و همچنین قبول مالی است که زن به شوهر در قبال طلاق می دهد که می تواند کل مهریه یا بخشی از آن و یا بیشتر از مهریه باشد.
رابطه کراهت شدید زوجه با عسر و حرج
صرف کراهیت شدید زوج از زوجه از موارد عسر و حرج محسوب نمی شود.
طلاق خلع زن یائسه یا غیر مدخوله
آیا زوجه غیر مدخوله یا یائسه میتوانند با بذل مهریه یا مال دیگر درخواست طلاق خلع نمایند؟
طلاق زوجه غیر مدخوله و یائسه طبق ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی ذاتاً بائن است و درنتیجه زوجه حق رجوع به مابذل ندارد و زوج نیز حق رجوع به ازدواج و زوجه ندارد.
بنابراین با عنایت به تعریف قانون از بائن و رجعی و همینطور از خلع و مبارزات در مواد ۱۱۴۵و ۱۱۴۶ قانون مدنی در طلاق خلع، زوجه به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر میدهد، طلاق میگیرد و زوجه غیر مدخوله و یائسه نیز مستثنی نیستند و میتوانند طلاق خلع و مبارات بگیرند و فقط چون طلاق بائن ذاتی است حق رجوع برای زوجه به مابذل وجود ندارد چون عدهای وجود ندارد و زوج نیز حق رجوع به ازدواج ندارد. نوع طلاق در این صورت بائن خلع یائسه است.
اثر صدور حکم قبلی دعوای طلاق در طرح دعوای طلاق خلع
اگر زوجه تقاضای طلاق به لحاظ عسر و حرج کند و حکم به بطلان دعوا صادر و قطعی شود، چنانچه مجدداً دادخواست طلاق به نحو خلع را طرح کند آیا دارای اعتبار امر مختومه است؟
مطابق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی در صورتیکه دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، میتواند به حاکم رجوع و تقاضای طلاق کند. دادگاه در صورت احراز صحت دعوا، میتواند زوج را اجبار به طلاق کند. در اینصورت حقوق قانونی زوجه اعم از مهریه و نفقه قابل مطالبه است.
لذا در فرض سوال صدور حکم قبلی رد یا بطلان دعوای طلاق به لحاظ عسر و حرج، قطعنظر از اینکه عسر و حرج امری حادث است، مانع از طرح دعوای طلاق خلع نبوده و موضوع اعتبار قضیه محکومبها را ندارد.
پس بعضی از موضوعات با گذشت زمان مجدداً قابل طرح است مانند دعوای اعسار و طلاق به لحاظ عسر و حرج که احتمالاً همین دعوا مجدداً اقامه شود اعتبار امر مختوم ندارد تا چه رسد که طلاق به نحو خلع موضوع دعوای بعدی باشد.
ضرورت وجود کراهت در طلاق خلع
در خصوص طلاق خلع که زوجه مهریه خویش را به زوج بذل کرده است و زوج در جلسه رسیدگی با وجود ابلاغ اخطاریه حاضر نشده و یا در صورت حضور، حاضر به قبول بذل و طلاق زوجه شده و داوران مرضیالطرفین نیز وجود کراهت و عدم استمرار رابطه زوجیت را تأیید کردهاند در خصوص قبول بذل و اجرای طلاق خلع تکلیف چیست؟
مطابق ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی، طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر میدهد، طلاق بگیرد لازمه صدور حکم طلاق خلع قبول زوج است لذا صرف اظهار کراهت از ناحیه زوجه از موجبات قبول درخواست طلاق نمیتواند باشد، مگر اینکه کراهت زوجه به واسطه عسر و حرج به وجود آمده باشد به نحوی که دوام زوجیت برای زوجین ممکن نباشد که در اینصورت دادگاه طبق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی پس از احراز عسر و حرج زوجه، زوج را اجبار به طلاق میکند این نوع طلاق بائن بوده و برای زوج حق رجوع نیست. در فرض سوال با احراز عسر و حرج زوجه و بذل مَهر از ناحیه او، قبول و بذل و اجرای صیغه طلاق توسط دادگاه از «باب الحاکم ولیالممتنع» بلااشکال است.
طلاق به دلیل کراهت زوجه در مذهب شافعی
مطابق با مذهب شافعی، در صورتی که زوجه نسبت به زوج کراهت و تنفر شدید داشته باشد و حاضر به صرف نظر از تمام حقوق مالی (مهریه، نفقه و اجرت المثل) خود باشد، دادگاه میتواند حکم طلاق صادر کند.
تبدیل طلاق خلع به طلاق رجعی
زن به واسطه کراهتی که از مرد پیدا کرده در مقابل مالی که به شوهر میدهد طلاق میگیرد، این طلاق به موجب ماده ۱۱۴۶ قانون مزبور خلع و از جمله طلاقهای بائن است که مرد حق رجوع ندارد لیکن در صورت رجوع زن به عوض طلاق از باین خارج شده و به رجعی تبدیل میشود. در این صورت زوج حق رجوع دارد.
رجوع از بذل مهریه در طلاق خلع
صرف رجوع زن به فدیه موجب انحلال طلاق و بازگشت زوجیت نمیباشد و رجوع فقط میتواند نوع طلاق را از خلع به رجعی بدل نماید. مستند این پاسخ، بند (۳) ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی ناظر به ماده ۱۱۴۴همان قانون میباشد و مسئله ۱۶ از کتاب الخلع و المباراه تحریرالوسیله حضرت امام (ره) نیز مبین همین معناست و با توجه به مسئله ۱۷ کتاب تحریرالوسیله در مبحث خلع و مبارات رجوع زن به فدیه باید به نحوی باشد که حق رجوع مرد را از بین نبرد (مثل زنی که سه بار طلاق گرفته و امکان رجوع مرد به وی وجود ندارد).
پس، در صورتی که زوجه به مهریه رجوع نماید، برای زوج نیز حق رجوع ایجاد میشود و احکام راجع به طلاق رجعی به آن بار میشود و در صورتیکه زوج نیز در مدت عده رجوع کند، صورت جلسه طلاق ابطال و با ثبت واقعه رجوع، رابطه زناشویی استمرار مییابد.
بذل نفقه ایام عده در طلاق خلع
آیا زوجه میتواند به استناد ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی با بذل نفقه ایام عده طلاق خلعی اخذ کند؟
چنانچه نفقهای علیالفرض، نسبت به ایام گذشته جزء مطالبات زوجه باشد، نظر به اینکه هرگونه مالی اعم از اینکه معادل مهریه، کمتر یا بیشتر میتواند فدیه طلاق خلع قرار گیرد، قابلیت بذل در مقابل طلاق خلع را دارد؛ لیکن چنانچه نفقه ایام عده طلاق خلع موضوع چنین بخششی باشد، به موجب بند ۳ ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی، طلاق خلع از انواع طلاقهای بائن بوده و در طلاق بائن، زن حق نفقه ایام عده را ندارد و اساساً نفقهای موجود نیست تا موضوع بذل قرار گیرد.
» نمونه رای طلاق به دلیل عسر و حرج و کراهت شدید
در خصوص دادخواست خانم م.ع. با وکالت آقای ب.ص. به طرفیت همسرشان آقای ع.س. با وکالت آقای الف.ع. به خواسته طلاق آنچه که زوجه بیان داشته اجمالاً بدین شرح است که:
در تاریخ 1391/09/17 با زوج ازدواج کردم و به علت اختلافات فی مابین هنوز هم زندگی مشترک را شروع نکرده ایم من تقاضای طلاق دارم زیرا قادر به شروع زندگی مشترک با ایشان نیستم ما هم کفو هم نیستیم و زندگی ما سرانجام ندارد بسیاری از حرف های ایشان در این مدت واقعیت نداشته ایشان سابقه اعتیاد داشته سابق جهت ترک اعتیاد به کمپ مراجعه کرده است.
درحالی که این ها را به من نگفته بود حاضرم از هرچی حق وحقوق خودم است بگذرم و نجات پیدا کنم زوج نیز دفاعاً بیان داشته اعتیاد من مربوط به شش سال پیش بوده و من شش سال است مواد مصرف نکرده ام و همسرم از قبل از اعتیاد من مطلع بوده است همسرم را دوست دارم و اختلافات ما مربوط به خانواده هایمان میشود تقاضای رد دعوی ایشان را دارم.
دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نمود که داوران منتخب زوجین نیز موفق به رفع اختلافات و اصلاح ذات البین نگردیده، نظریه داوری خود را کتباً به دادگاه ارائه کرده اند زوجه با حضور در دادگاه اصرار به طلاق نموده است به نظر دادگاه با توجه به اینکه کراهت زوجه نسبت به زوج بسیار شدید است به طوری که نه تنها این دادگاه با مساعی خود موفق به ایجاد صلح و سازش فی مابین زوجین نگردیده بلکه داوران زوجین که پدران آن ها میباشند نیز علیرغم برگزاری جلسات سازش توفیقی در رفع کدورت ها و نارضایتی های موجود ناشی از اختلافات تاکنون موفق به تشکیل زندگی مشترک نگردیده اند و صرف نظر از اطلاع یا عدم اطلاع زوجه به هر حال سابقه اعتیاد زوج که درگذشته موجود داشته مانعی دیگر در رفع اختلافات فی مابین بوده و با توجه به اینکه علی رغم اینکه زوجین روابط زناشویی با یکدیگر داشته اند مع الوصف زوجه حاضرشده کلیه مهریه ما فی القباله را به زوج در قبال طلاق بذل نماید که همین امر شدت کراهت زوجه را از زوج به اثبات می رساند.
علی هذا نظر به مراتب مذکوره دادگاه ادامه زوجیت را موجب عسر و حرج زوجه دانسته با ثابت تشخیص دادن دعوی مستنداً به مواد ۱۱۴۱ و ۱۱۳۰ و ۱۱۱۹ قانون مدنی و مواد ۳۴ و ۲۶ و ۲۷ و ۲۴ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر نموده به زوجه خانم م.ع. اجازه میدهد با مراجعه به یکی از محاضر رسمی طلاق و با بذل کلیه مهریه ما فی القباله خود را به طلاق خلعی مطلقه ساخته طلاق را به ثبت برساند ضمن اینکه زوجه میتواند به وکالت از زوج قبول بذل نماید کلیه محاضر رسمی طلاق نیز مأذون در ثبت و اجرای صیغه طلاق خلع به شرح فوق بر طبق مقررات موضوعه میباشند زوجین از یکدیگر فرزندی ندارند.
[وکیل مرتبط: وکیل طلاق / وکیل خانواده / وکیل خانم ]
دوران عقد خانم بعد از ۶ سال استفاده از حق حبس و گرفتن نفقه و مهریه الان دادخواست طلاق یکطرفه بابت عسر و حرج با بخشیدن ما بقی مهریه و دادن نصف مبلغ (سکه) پرداختهای مهریه را به دادگاه دادخواست داده. ضمنا منزل با متعلقات آن تهیه کردم و درخواست تمکین عام و خاص دادم ولی بخاطر حق حبس تمکین نکرد و هیچگونه تخلف ۱۲گانه سند ازدواج را ندارم و بنده هم با مبلغ گفته شدش نه بخاطر کم بودن پولش کلا راضی به طلاق نیستم و میگم دوسش دارم بیاد زندگیش هم منزل تهیه کردم و نفقهات هم که میدم و مهریه هم طی اقساط دارم پرداخت میکنم؟ با شرایطی که همسرم دادخواست طلاق داده و من هم شرایطم رو گفتم زوجه میتواند طلاقش رو بگیرد یا به قاضی بگه طلاقم رو بده؟ اگه زوج هیچگونه تخلف ۱۲گانه سند ازدواج رو نداشته باشه مهریه و نفقه پرداخت میکنه و بخاطر حق حبس زندگی مشترک شروع نشده باشه زوجه میتواند با عسر و حرج و اعمال حق حبس و کراهت شدید با بذل مهریه بدون رضایت زوج طلاق بگیرد یا خیر؟
باسلام
بله طلاق خلع در صورتی که قاضی قانع شود امکان دارد و 6 سال استفاده از حق حبس و بخشیدن مهریه می تواند نشان دهنده عسر و حرج زوجه باشد.
سلام، زوجه دادخواست طلاق به دلیل کراهت داده و در صورتجلسه قید کرده حاضر است تنها ۵ سکه از ۲۰۰ سکه خود را در یافت کند و بقیه را ببخشد اما در مقابل طلاق بگیرد که زوج مخالفت کرده و پرونده نیز در حال رسیدگی است. زوج در پرونده نفقه معوقه نیز محکوم شده و اجرائیه نفقه معوقه هم صادر شده است. آیا اکنون که پرونده طلاق به اندازهای طولانی شده که ۶ ماه از تاریخ اجرائیه نفقه گذشته و زوج هنوز نفقه را نپرداخته است، زوجه اکنون میتواند از دادخواست طلاق خود به دلیل کراهت انصراف دهد و مجددا به دلیل گذشت ۶ ماه از تاریخ اجرائیه نفقه معوقه و عدم پرداخت نفقه توسط زوج و نقض شدن شرط عقدنامه دادخواست طلاق جدیدی دهد و کل مهریه را هم مطالبه و دریافت نماید؟ آیا مورد پذیرش دادگاه قرار میگیرد؟